چهره شاخص معماری ایران معتقد است که مدرنیته نیازمند پیش نیازهایی در عرصه باور و فرهنگ جامعه است.
هنرآنلاین، سیروس باور، چهره شناخته شده و هنرمند پیشکسوت عرصه معماری است. او که مدرک دکترای خود را از دانشگاه فلورانس ایتالیا اخذ کرده، کارنامه درخشانی را در فعالیت خود به ثبت رسانده است. این معمار در 5 کنکور ملی برزیل شرکت و در سه کنکور تقدیر شد و در یک اتفاق جالب به دعوت رئیس جمهور بورکینافاسو به همراهی فرخ باور به آنجا سفر کرد و در مدت 20 روز طرحهای مسکن و شهرسازی را برای آنها پیاده کرد. سیروس باور یکی از انگشتشمار افرادی است که هم در پژوهش و هم در گسترش دانش معماری و شهرسازی معاصر ایران به جدیت کوشش کرده است.
طرح و اجرای چند خانه مسکونی در شهر پیانو (ایتالیا)، طرح مرکز فرهنگی ـ اجتماعی اسلامی مسجد در شهر رسیف (برزیل)، طرح ساختمان حسابداری در شهر برزیلیا (برزیل) و طرح ساختمان تجاری در شهر سن پائولو نیز از جمله رویدادهای حرفهای زندگی دکتر باور در همان سالهای اقامت خارج از کشور به شمار میرود.
ترجمه کتاب "تاریخ معماری مدرن" نوشته پروفسور "بنه وولو" حاصل همین سالهاست که این معلم معماری و شهرسازی به دلیل کمبود کتاب در زمینه تدریس خود انجام میدهد، کتابی که بعدها پایه درس معماری مدرن در اروپا میشود. او همچنین تألیف کتاب "تاریخ معماری معاصر ایران" را در کارنامه خود دارد. طرح جامع نمایشگاه بینالمللی تهران و مطالعات و تحقیقات برای پارک ـ موزه نفت در مسجد سلیمان از کارهایی است که وی به همراهی فرخ باور اجرا کرده است. باور معتقد است که برای مدرن شدن معماری، جامعهای مدرن نیاز است که ما هنوز به آن دست نیافتهایم. آنچه میخوانید گفتوگوی هنرآنلاین با این چهره پیشکسوت معماری است.
آزادگی اصل نخست معماری است

جناب باور، شما در فلورانس تحصیل کردهاید و طبیعتاً معماری دنیا و تفاوتهای آن را به خوبی میشناسید. در چنین شرایطی چطور توانستید آموختههایی که از اروپا کسب کرده بودید را به ایران وارد کنید و با سلیقه یک ایرانی تطبیق بدهید؟
من قبل از اینکه به ایتالیا بروم، در دانشکده هنرهای زیبا تحصیل کردم. یعنی هم با معماری معاصر خودمان و هم با معماری خارج از ایران آشنایی دارم. البته یک دوره شهرسازی را هم در انگلستان گذراندم. مدتی هم در برزیل زندگی کردم. در نتیجه آنچه که من در زمینه معماری میدانم، منحصر و مختص به یک سرزمین خاص نیست، بلکه مربوط به فرهنگها، نژادها و روشهای زندگی مختلف میشود. این روند، با کسی که شروع آشنایی و شناختش با معماری در خارج از ایران است و بعد به ایران آمده و شروع به کار یا آموزش معماری کرده، متفاوت است. کسی که معماری را ابتدا در خارج از کشور دیده و بعد وارد ایران شده است با معماری ایرانی آشنایی ندارد.
معماری گذشته ایران با روحیه ایرانیها تطابق زیادی داشت ولی آیا معماران مدرن هم توانستهاند سلیقه، ذائقه و نیاز مردم ایران را شناسایی کنند و معماری مدرن را در ایران بر اساس ذائقه مردم پیش ببرند؟
شاید به طور دقیق نتوانم به سؤال شما پاسخ بدهم زیرا بسیار گسترده است. معماری همواره با طرز تفکر و روش زندگی یک جامعه همراه است. به این معنا که طرز تفکر و روش زندگی یک جامعه به هر شکل و صورتی که باشد، معماری هم سعی میکند فضاهایی را به وجود بیاورد که برای آن روش زندگی مفید است. روش زندگی ما پس از انقلاب بسیار تغییر پیدا کرد. ما واژهای داریم به نام معماری و آزادگی. شما هر چیزی را که محدود کنید، خلاقیتها از بین میرود. محدودیت همه چیز را تحت شعاع خودش قرار میدهد. امروز همه چیز ما در یک حلقه بسته قرار گرفته و از این حلقه تجاوز نمیکند. حالا شما در این حلقه بسته چه معماریای میخواهید به وجود بیاورید؟