روزنامه آرمان امروز - نگین باقری: کودکانمان کودکی نمیکنند! چرا که این شهر برای آنها نیست. چه از زمانی که در شکم مادرشان هستند و بهراحتی نمیتوانند از هر مکانی عبور کنند و چه وقتی که به سن کالسکه سواری و دوچرخهسواری میرسند. به بیان دیگر آنها در پیاده روها، برج سازیها و معابر تنگ و باریک گیر افتاده و ناخواسته مجبورند که در خانه «نشستنکی» بازی کنند. در واقع باید بگوییم امنیت کودکان از شهرها رخت بر بسته است، چرا که کودک ستیزی در فضای شهری موج می زند و حضور کودکانمان انکار می شود.

همگیمان می دانیم که شهر برای کودکان ناامن است، حتی اگر از تجاوز، زباله گردی، دستفروشی و سرقت طلای کودکان و خرید و فروش آنها بگذریم، معماری شهری هم جای سوال دارد. از شهربازیهایی که کودکان را به کام مرگ کشانده تا پل های عابر پیاده و گذرگاه هایی که امنیت کودکان را ربودهاند. در واقع قرار است که شهر دوستدار کودکان باشد، اما گویا در موارد بسیاری در حد شعار باقی مانده است. بهتر است کمی حوادث قطع شیلنگ روغن هیدرولیک دستگاه ماشین هوایی در شاهین شهر اصفهان و ترکیدن یک سرسره بادی در تهرانپارس را در سال 89 به یاد آوریم. همچنین حادثه پارک شهر تهران در سال 81 که خانواده شش دختر دانش آموز را داغدار کرد یا مرگ دردناک پسرک فوتبالیست در سال 94 که تیر دروازه زمین فوتبال شهرداری روی سرش واژگون و موجب مرگش شد. این در حالی است که سال 95 هم پر حادثه بود.
از قطعه قطعه شدن دخترکی پنجساله با پمپ آبنمای آبشار در پارک کوهسار شهرک رضویه گرفته تا فوت نوجوان ١٣ساله در پارک الغدیر و حادثه چرخ و فلک شهربازی بزاجان. با وجود این، تاکنون کودکانی نیز در گودال آب و فاضلاب دلیجان، اهواز و نجف آباد سقوط کردهاند. این در حالی است که دی سال گذشته فاطمه ذوالقدر، عضو مجمع نمایندگان استان تهران نسبت به ۲۰۰ گود مرگبار رها شده در پایتخت هشدار داد. با یک حساب سرانگشتی میتوانید تصور کنید که چه حوادثی در کمین کودکان تهرانی است. تمامی این موارد ناامنی کودکان در سطح کشور را به چشم می آورد که کشته شدگان و مصدومانی را بهدنبال داشته و دارد.
کودکانی که زیر تیغ بیمسئولیتیها به جای آنکه در شهرشان مشغول بازی های کودکانه باشند یا در حفرهها و گودالها افتادهاند یا از وسایل بازی سقوط کردهاند. این وصف حال ضعف مدیریت شهری است که هنوز هم تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصلهها دارد. با این حال برخی بر این باورند که تهران برای کودکان امن است و برای صحت ادعای خود گریزی به مهدکودکهای شبانه روزی، اتاقهای مادر و کودک در ایستگاه های مترو و بوستان دوستدار کودک می زنند. گرچه اقداماتی در این راستا انجام شده یاکارهایی در دست اقدام است، ولی آیا با صراحت می توانیم مدعی شویم که امنیت کودکان در سراسر کشور و حتی پایتخت تضمین شده است؟ سوالی که پاسخ شفافی را در دل خود جای داده است.
شهر بدون رنگ
در تاریخ 20 اردیبهشت سال 88 طرح «شهر دوستدار کودک» توسط شورای شهر تهران به تصویب رسید. براساس این مصوبه شهرداری تهران موظف شد که شهر تهران را به شهری دوستدار کودک تبدیل کند. با وجود این، اگر از فضای پر مخاطره شهربازیها آن هم با طعم مرگ بگذریم. باید گفت که ساخت المان های شهری در سطح شهر چه میگویند یا وضعیت مجسمههایی که در میادین شهر نصب شدهاند، چگونه است؟
آیا از استانداردهای لازم برخوردارند؟ اغلب این مجسمهها یا از مفاهیم دوران کودکی به دورند یا اگر هم درخور سنین کودکان باشند، به حدی نصب آنها قابل تامل است که از دایره دید کودکان خارج می شوند. کودکانی که باید ارتقای خلاقیت بصری خود را از سطح شهر وام بگیرند، اما چه شهری! شهری که معمولا عاری از رنگ است و میانگین قدی کودکان را در نظر نگرفته است، چرا که وقتی کودکان می خواهند نظارهگر شهر خود باشند، بیشک گردن درد می گیرند و نمی توانند با محیط اطراف خود به خوبی ارتباط برقرار کنند. به عبارت دیگر باید بگوییم که کودکان حلقه مفقوده مدیریت شهری هستند که نیاز است مورد توجه قرار گیرند.
گام اول طرح ایمنسازی
رئیس کمیته اجتماعی شورای شهر تهران در جلسه عصر چهل و ششمین جلسه شورای شهر تهران پیشنهاد طرح مرمت پیادهراهها و همسطحسازی دریچه با شماره طبقهبندی ۲۱۴۰۲ به مبلغ 000/469/80هزار ریال را داد که این پیشنهاد با اصلاح مبلغ به چهارمیلیارد تومان به تصویب رسید. همچنین الهام فخاری عنوان کرد که شماره طبقهبندی ۲۰۴۱۴ برای طرح نصب چراغهای راهنمایی و رانندگی وجود دارد که پیشنهاد میکنم پنجدرصد از بودجه طرح نصب چراغهای راهنمایی و رانندگی به طرح نصب «چراغ هوشمند و علائم هشداردهنده» برای استفاده دانشآموزان با مبلغ 000/480/3 ریال اختصاص یابد که با رأی اعضای شورا افزودن این ردیف هم مصوب شد.








